تبليغاتX
قطره محال انديش - در مصایب قیصر بودن

قطره محال انديش

در مصایب قیصر بودن

حامد نیری عدل: این مطلب را سال گذشته، چند روزی پس از درگذشت قیصر امین پور، نوشتم. آن زمان که مشغول جمع آوری مطالبی درباره کتاب آخر او بودیم، او هنوز زنده بود، اما در میان کار، خبر درگذشت او را شنیدیم.


کم نبوده و نیستند شاعران و نویسندگانی که نقد را برنمی‌تابند. نقد از دید بسیاری از اینان، غیرضروری است و حتی منتقدان– به تعبیر چخوف– «خرمگس‌هایی مزاحم» هستند یا حسودانی که چون نمی‌توانند اثری هنری خلق کنند، از خالقان این آثار عیب‌جویی می‌کنند. شاعران و نویسندگانی نیز هستند که ارزش نقد را می‌دانند و خواستار آنند تا شاید بتوانند کارهایی بهتر از روز قبل تولید کنند. اینان حتی عیب‌جویی را برمی‌تابند و می‌کوشند در اثر بعدیشان موردی برای عیب‌جویی باقی نگذارند.
در این باره، نکته جالب در ادبیات امروز ما– که شاید فقط عجایب بی‌شمار جامعه ادبی ایران بتواند آن را توجیه کند– مربوط به نقد آثار مرحوم دکتر قیصر امین‌پور است. قیصر امین‌پور شاعری دوست‌داشتنی بود که آثارش نیز مورد احترام و علاقه خوانندگان فراوانش بود. دلیل این علاقه مهم نیست، مهم این است که قیصر و آثارش آن‌قدر محبوب بودند که کمتر مورد نقد قرار گرفتند. بیشتر جلسات نقد آثار او، به جلسات بزرگداشتش تبدیل می‌شد؛ مقالات نقد و بررسی آثارش نیز مجالی بود برای عرض ارادت به او. حتی برخی اعتقاد داشتند که اگر امین‌پور احیاناً اشتباهی نیز در شعرش داشته باشد، چون «قیصر است»، ایرادی ندارد!
بسیاری از آنها که خود را دوست امین‌پور می‌دانستند یا شاید به راستی با او دوستی داشتند، با این کار خود ضربه بزرگی به او و شعرش زدند. البته اکنون هم می‌توان شعر امین‌پور را نقد کرد، اما آیا هنوز هم ممکن است این نقدها بر اشعار این شاعر درگذشته تأثیری گذارد؟! آیا هنوز هم می‌توان کمکی از این‌گونه در راه شاعری امین‌پور کرد؟ دوستداران سینه‌چاک قیصر امین‌پور اگر می‌توانستند او را نقد کنند و این کار را نکردند، حرجی بر آنها نیست؛ اما آن منتقدانی که اتفاقاً کارهای تحقیقی خوبی بر روی شعر معاصر و حتی شاعران دیگر کرده‌اند، چرا کمک به او را با مهربانی کردن با وی عوض کردند؟
امین‌پور در نشست نقد آخرین اثرش «دستور زبان عشق» پس از شنیدن سخنان و نظرهای سخنرانان گفت که آن‌قدر ساده نیست که تعارفات را جدی بگیرد. او همچنین خود را علاقه‌مند به نقد جدی معرفی کرد و گفت که این کتاب نخستین اثر او نیست که سخنرانان محترم تلاش می‌کنند به او روحیه دهند. از اینجا می‌توان علاقه او– دستِ کم در ظاهر– نسبت به نقد جدی را دریافت.
امین‌پور از موفق‌ترین و پرخواننده‌ترین شاعران معاصر ایران‌زمین بود. شاید یکی از دلایل نقد نشدن آثارش نیز همین باشد. با این حال، آیا بهتر نیست که وقتی منتقدان از نقد اثر پرخواننده شاعری پرطرفدار در هراس هستند، از فرصت نقد، برای «نان قرض دادن» به او استفاده نکنند؟ کاری که نه تنها حرمت و ارزش و اعتبار نقد را از بین می‌برد، بلکه راه پیشرفت شاعر و نیز روشهای نقد را مسدود می‌کند.
به هر روی، اکنون دیگر قیصر امین‌پور زنده نیست و می‌توان به جای هیجانات ناشی از دیدار با او یا خواندن اشعار و شنیدن نامش و یا هراس از نگاه سرزنش‌بار دوستانش، به نقدش همت گماشت؛ کاری که در حیاتش انجام نشد و اگر می‌شد، شاید او آثار بهتری خلق می‌کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 11:37  توسط حامد نیری عدل  |