چیزهای مهم دیگری هم هستند
چند روز پیش با یکی از اقوام جدید! که چند روزی را به ایران آمده بود، مجال چند دقیقه صحبت پیش آمد. همسرش خبرنگار است و خودش هم ظاهراً خبرنگاری خوانده بوده. گفت آنجا درباره فضای بسته روزنامه های ایران خیلی صحبت می شود. من نمی گویم در جواب این حرفش چه گفتم؛ اما صحبت دیگری هم شد که به نظرم درست و دست کم قابل بررسی است (خدای نکرده حمل بر خودستایی نشود).
به ایشان گفتم که روزنامه نگاران و خبرنگاران ایران، شاید محدودیتهایی در زمینه هایی داشته باشند، اما در بسیاری از زمینه های اساسی هیچ محدودیتی ندارند، ولی کار زیادی هم نمی کنند. شاید در مسایل اجتماعی، بتوانیم موارد بسیاری را پیدا کنیم که خبرنگاران ایرانی چندان به آنها نمی پردازند و البته هیچ منعی هم در این مورد ندارد؛ از جمله فقر، اعتیاد، گرانی، بیکاری و... قبول دارم که موضوع کمی نخ نما به نظر می رسد، اما آیا وقتی هنوز کاری به نتیجه عملی نرسیده، می توان آن را نخ نما دانست یا از آن دست کشید؟
فکر می کنم روزنامه های ایرانی می توانند با این مسایل و حتی مسایل حساس تر مبارزه کنند. به یاد بیاورید قضیه آزمون ضمن خدمت معلمان و توهین به پیامبر اسلام را. مگر روزنامه ها این قضیه را دامن نزدند؟
این قضیه این گونه به ذهن من رسید که چندی پیش، ایسنا گزارشی تصویری از اعتیاد در جنوب تهران روی سایتش گذاشت. به نظرم از این کارها می شود کرد؛ فقط باید کمی به سمت اتحاد میان روزنامه ها و حتی شاید شلوغ بازی پیش رفت. منظورم دروغ یا قلب واقعیت نیست، بلکه منظورم فریاد زدن واقعیت است.
باور کنید تمام مسایل ما انرژی هسته ای نیست. همه مشکلات ما نبود آزادی بیان نیست. باید درباره فقر و اعتیاد و آمار روزافزون قتل و بسیاری مسایل دیگر هم نوشت. خیلی کارها باید کرد، که می شود کرد.
