می توان روی زمین دراز کشید، به سقف خیره شد و فکر کرد،
می توان به فکر، فکر کرد،
می توان شعر گفت،
می توان یک داستان را هزار بار خواند،
می توان شعری را نخوانده، دانست،
می توان شب را تا صبح آواز شنید، خیال کرد، پرواز کرد،
می توان دیده ها و شنیده ها را شنید و دید،
می توان عشق شد،
می توان خدا را خواند، خدا را شنید،
می توان سکوت کرد،
می توان احساس بودن را تجربه کرد، و نبودن را،
اگر چراغها سبز باشد!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 12:5  توسط حامد نیری عدل
|
فرهنگ و زبان هر ملتي با يكديگر آميخته است، تا جايي كه تاثيرگذاري در فرهنگ از طريق زبان و ادبيات ممكن و حتي بسيار رايج است. از اصولي كه در زمان حاضر براي نزديك كردن نسلهاي جديد و قديم و ارتقاء نسل جديد لازم مي نمايد، شناخت ادب كهن و انس با آن است.
كودك و نوجواني كه در برابر تلويزيون، اينترنت، فيلمهاي روز داخلي و خارجي و هزاران منبع اطلاعاتي گوناگون قرر مي گيرد، به راحتي از منابع كهن كه سازنده فرهنگ و هويت قومي است، فاصله مي گيرد. اين نكته در ميان كودكان و نوجوانان ما به وضوح به چشم مي آيد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 8:47  توسط حامد نیری عدل
|
بالاخره ویژه نامه زادروز سهراب سپهری را چاپ کردیم. البته به کمک دستگاه چاپ و بچه های بخش فنی! مقاله ها بیشتر از بچه های دانشجو بود که از همه آنها متشکرم. با اینکه بسیاری از آنها برای اولین بار بود که مقاله می نوشتند، اما واقعاً همه آنها به نظر من خوب بود. فکر می کنم ویژه نامه خوبی شد. امروز همراه روزنامه اطلاعات توزیع می شود. بسیار سپاسگزار می شوم اگر هر کس خواند، نظرش را بگوید.
تا ظهر روز پنجشنبه حتی تا مرز تعطیل کردن کار هم پیش رفتیم. می گفتند که شانزده صفحه زیاد است! از طرفی چون همه آنها عادت کرده اند که همه مطالبشان را از خبرگزاری و اینترنت و جاهای دیگر کپی کنند، به من می گفتند که فقط هشت صفحه چاپ کنم، البته مطالب تولیدی را. جالب اینجاست که سیزده صفحه ما تولیدی بود و چهارده صفحه هم کامل و آماده چاپ.
به این نتیجه رسیده ام که یا باید بی خیال این کارها شوم یا بی خیال این حرفها. به هر حال، این کار تمام شد. نمی دانم برای ماه بعد انرژی یک ویژه نامه دیگر را دارم یا نه؛ اما در هر صورت، تجربه خوبی بود. تازه دارم می فهمم که چرا اینقدر در کارهای فرهنگی بدبخت و فقیریم. وقتی آدمهای سیاسی، اقتصادی، آگهی بگیر و... کار فرهنگی می کنند، ما باید همین جا باشیم که هستیم.
------------------------
این وبلاگ هم شده محلی برای تخلیه خستگی هایم! خسته نباشم!
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 6:14  توسط حامد نیری عدل
|